الشيخ الصدوق ( مترجم : تهراني )

705

علل الشرايع ( فارسي )

حديث ( 2 ) و با همين اسناد از على بن مهزيار ، از حسن بن سعيد از نضر بن سويد ، از عاصم بن حميد از ابو بصير نقل كرده كه وى گفت : از حضرت ابو عبد الله عليه السّلام پرسيدم : اگر مردى دختر بچه نابالغى را قذف كند و مورد نسبت ناروا قرار دهد آيا حدّ مىخورد ؟ حضرت فرمودند : او را حدّ نمىزنند مگر آنكه آن دختر بالغ شده يا نزديك به بلوغ رسيده باشد . باب سيصد و بيست و سوّم سرّ قطع نكردن دست سارقى كه زير شكنجه اعتراف به سرقت كرده ولى مال مسروق را نياورده است حديث ( 1 ) محمّد بن الحسن رحمة الله عليه ، از محمّد بن الحسن الصفّار از عبّاس بن معروف ، از على بن مهزيار از حسن بن سعيد ، از نضر بن سويد و محمّد بن خالد ، از ابن ابى عمير جميعا از هشام بن سالم از سليمان بن خالد نقل كرده كه وى گفت : از حضرت ابو عبد الله عليه السّلام پرسيدم مردى مالى را سرقت كرده ولى انكار مىكند ، او را مىزنند تا وى مال را حاضر مىكند آيا دستش را قطع مىنمايند ؟ حضرت فرمودند : بلى ولى اگر اعتراف به سرقت نمود و مال مسروق را نياورد دستش را قطع نمىكنند زيرا اعترافش به خاطر شكنجه بوده و تا مال را نياورد سرقت مال ثابت نمىگردد . باب سيصد و بيست و چهارم سرّ قطع نكردن دست اجير و ميهمانى كه مال مستأجر و ميزبان را سرقت كرده اند حديث ( 1 ) پدرم رحمة الله عليه از على بن ابراهيم ، از پدرش ، از ابن ابى عمير ، از برخى اصحاب ، از حضرت ابى عبد الله عليه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند : دست اجير و ميهمانى كه مال مستأجر و ميزبان را سرقت كرده‌اند قطع نمىكنند زيرا اين دو امن مىباشند . حديث ( 2 ) محمّد بن الحسن از محمّد بن الحسن الصفّار ، از احمد بن محمّد بن عيسى ، از